تبليغاتX
.**.**.
.
عکسای عموجون در جشن 6 سالگی پرشین بلاگ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 2:41

سلام بچه هااااااااااااااااااااااااا خوبین؟امروزم دست پر اومدم با یه بغل عکس جدید از عمویی و البته یه

چیز دیگه که خودتون آخر پست می فهمینخب من که دل تو دلم نیس...بهتره بریم سر اصل مطلب

پس این شما و اینم عمویی گلمون عموپورنگ ....حالا دست دست دست دست دست دست

                           

                 

                              

                 

                                       

          

                              

          

                        

       

                       

خب بچه ها چطور بودن ها؟؟؟خوشتون اومد؟معلومه مگه نه؟....حالا نوبتی هم باشه نوبت کادوی منه.....

بلاخره اولین قالب ساخته دست خودم رو براتون آوردمامیدوارم ازش خوشتون بیاد.....برای مشاهده قالب و دریافتش

به ادامه مطلب مراجعه کنین


براي خوندن بقيه مطلبم روي(ادامه مطلب)کليک کنادامه مطلب
|لينك ثابت +|

جام جم و مصاحبه با عمو جون یکشنبه پنجم خرداد 1387 23:18

 

سلام بچه ها بازم یه خبر....امروز اومدم تا مصاحبه ای رو که روزنامه جام جم با خود عمو جون انجام داده رو براتون بزارم

 

پس صحبت های خود عمو رو راجع به برنامه و اتمام اون بخونین و هیچ نگران نباشین....عمو با ماست....

 

جام جم- یکشنبه 5 خرداد 1387 / سال نهم / شماره 2292

 

دیالوگ:

 

عموپورنگ از رفتن و بازگشت مجدد می گوید:

 

( می رویم تا با طروات برگردیم )                

 

مصاحبه از: طاهره آشیانی

 

اشاره:

 

ما هم مثل مخاطبان میلیونی برنامه (عمو پورنگ) وقتی شنیدیم برنامه او بعد از 7 سال به پایان رسیده است، ناراحت شدیم

 

و سوالات زیادی درباره چگونگی بازگشت او به برنامه کودک در ذهنمان  شکل گرفت. برای یافتن پاسخ با عمو پورنگ (داریوش فرضیایی)

 

گفتگوی کوتاهی ترتیب دادیم تا از زبان خود او دلایل رفتنش و چگونگی بازگشتش را جویا شویم:

 

گویا قرار است دیگر در برنامه کودک نباشید؟

 

کی گفته قراره نباشیم؟مطمئن باشید ما با دست پر و برنامه ای تازه تر که ایده های خلاقانه دارد، برمی گردیم

 

             

 

برگشت شما چه زمانی خواهد بود؟

 

چرا می گویید شما؟ من که به تنهایی برنامه نمی سازم. من بخشی از گروه برنامه سازی عمو پورنگ هستم.

 

زمان برگشت ما اصلا مهم نیست، آنچه اهمیت دارد این است که چگونه برگردیم و با آمدنمان چه طرح های جدیدی را برای بچه ها به ارمغان بیاوریم

 

اما شما درست در ابتدای تابستان بچه ها را ترک کردید.فکر نمی کنید آنها از لحاظ عاطفی لطمه ببینند؟

 

بهتر است بزرگتر ها نگران احساس بچه ها نباشند و فقط روی این مساله حساسیت نشان ندهند که بچه ها هم فقط

 

مساله را از این زاویه نگاه کنند. کودکان منطقی هستند و می دانند اگر قرار باشد عمو پورنگ برای مدتی مقابل

 

دوربین نباشد، حتما رفته است تا اطلاعاتش رو به روز کند و با حرفهای جدیدتری برگردد

 

انگار خیلی خسته هستید؟

 

نه خسته نیستم. از خرمشهر که برگشتم سرما خوردم و کمی کسالت دارم اما واقعیت این است که در چند

 

روز اخیر هر کس که مارا دید، گفت با احساس بچه ها چه می کنید؟ انگار بیشتر از قالب و محتوای برنامه

 

عاطفه و احساس مهم است، در صورتی که ما فکر می کنیم برنامه عمو پورنگ به بازنگری در اجرا، نویسندگی، دکور و .......

 

نیاز دارد. ما باید برای ارائه یک برنامه مفید به کودکان همه جوانب را در نظر بگیریم

 

شما در مدتی که نیستید دلتان برای بچه ها تنگ نمی شود؟

 

مسلما تنگ می شود. من کودکان را دوست دارم، اما بچه ها به جز ارتباط عاطفی برای من تعریف دیگری نیز دارند.

 

من باید برای آنها حرفهای جدیدی داشته باشم تا بتوانم دوام بیاورم. اگر در اجرا و گفته هایم تازگی نداشته باشم

 

به مرور یکنواختی وجودم را فرا می گیرد و بعد انگیزه هایم برای کار از دست می رود و اگر چنین شرایطی پیش بیاید فاجعه است

 

چند سالتان بود که عمو پورنگ شدید؟

 

این هم یکی از نکات انحرافی است که بزرگترها به وسیله آن به کودکان جهت می دهند. سن شناسنامه ای من برای

 

بچه ها اصلا مهم نیست، مهم این است که بچه ها می دانند عمو پورنگ، مرد بالغی است که دوست دارد در کارش بهترین باشد

 

و مقابل دوربین که می آید کودک درونش را هم با خودش می آورد و به او بها می دهد تا بهتر بتواند با کودکان ارتباط

 

برقرار کند. عمو پورنگ از سال 78 با عروسک تورنگ به شبکه یک آمد و چند سالی با این عروسک برنامه اجرا کرد، بعد رفت

 

و پس از وقفه ای کوتاه در سال 81 برگشت و تاکنون کارش را ادامه داد. اکنون هم می رود تا با ایده های تازه تر

 

و شاید شخصیت های مکمل جدیدتری برگردد. چون او و همکارانش می دانند که کار برای مخاطب کودک خیلی حساس

 

است و به تلاش و خلاقیت زیادی نیاز دارد. گروه سازنده عمو پورنگ در اوج می روند تا با تحولات جدید، بهتر و موفق تر از گذشته برگردند

 

بعد از این همه سال اجرا حتما خاطره ای دارید که بیشتر از دیگر خاطراتتان در ذهن شما باقی مانده باشد؟

 

به زمان دوری نمی روم و از سفر دو سه روز اخیرم به خرمشهر برایتان می گویم. کودکان خرمشهر با استقبالشان

 

مرا شرمنده خود کردند. آنها از دیدن من خوشحال شدند و من در خلوتم در مقابل شادی آنها اشک ریختم و از خدای

 

خودم پرسیدم که آیا من لیاقت این همه محبت را دارم؟ نگاه آنها بسیار زلال، پاک و بی توقع بود و من مدام به این فکر

 

می کنم که پاسخ این صداقت را چگونه می توانم بدهم.....

 

دیدن بچه ها، دیدین؟حالا باز هی بگین عمو دیر میاد....عمو نمیاد، عمو با برنامه تولیدی میاد....بچه ها مطمئن باشین اگه ما صبر داشته باشم

 

و به عمو و همکارانشون فرصت بدیم خیلی بهتره تا اینکه همش دلواپس باشیم و منتظر یه شایعه در مورد نیومدن عمو

 

تا باز دوباره از نو مرصیه خونی رو شروع کنیم.....تازه به نظر من ما باید خوشحال باشیم....اونم از این جهت که عمو اینقدر به فکر ماست

 

که به خاطر ما با همکارای زحمتکش برنامه دارن تلاش می کنن تا برنامه عالی تر و بهتر از اینی که داشتن رو بسازن

 

پس بیاین ما هم باهاشون همکاری کنیم....خودتون رو نبازین همچنان پشتیبان عمو باشین، ما به عمو و همکارنشون ایمان داریم مگه نه؟

 

پس بیاین فقط توکل کنیم به خدا.....بیاین از ته دل برای سلامتی و موفقیت عمو جون و همکارانشون دعا کنیم

 

بچه ها درسته که امکان اینم هست که نبود عمو بین ما طولانی بشه اما به عاقبت شیرینش فکر کنین

 

مگه نه اینکه ما همیشه از خدا موفق بودن عمو رو خواستیم؟مگه همیشه از خدا نخواستیم تا عمو تو کارش بهترین باشه؟

 

پس چرا حالا جا زدیم و خودخواهانه داریم تصمیم می گیریم؟خود خواهی که نه...درسته که تحملش سخته اما به

 

شیرینیه آخر کار می ارزه. با توجه به اینکه عمو برنامه رو رها نکرده....در واقع اینا همش به خاطر ماست...

 

ما باید از عمو جون ممنون هم باشیم و به خاطر این همه زحمتی که واسمون می کشه ازش تشکر کنیم

 

پس بیاین از امروز دیگه دلتنگی رو کنار بزاریم و به جای بغض کردن و بهونه گرفتن برای موفقیت و زود برگشتن عمو دعا کنیم....باشه؟

 

بچه ها یه خبر دیگه....قراره انشاالله تو پستهای آینده قالبهایی که از عمو درست کردم رو بزارم

 

تا ازشون استفاده کنین.....امیدوارم ازشون خوشتون بیاد. راستی من فردا به امید خدا آخرین امتحانم رو هم میدم و

 

تعطیل میشم....بنابراین دستم بازتر میشه تا در مورد نبود عمو و برنامش بیشتر مطلع بشم....مطمئن باشین در صورتی که خبری به دستم رسید

 

حتما شما رو هم در جریان قرار میدم....همتون رو دوست دارم....

 

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

۷ خرداد ۱۳۸۶ عموپورنگ و دوستاش راه اندازی شد و حالا پس از گذشت یک سال تولد این وبلاگ فرا رسید....

 

 

                     

 

    

 

                      

 

دست علی یارتون    خدا نگهدارتون      نظر نره یادتون

 

یا حق......

 

|لينك ثابت +|

تکلیف چیست؟؟(در پی اتمام برنامه جذاب عموپورنگ) جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 23:21

                     

                       

 

               توجه" با عمو حرف زدم.....برین ادامه مطلب " توجه

             

      

 

سلام.همونجور که خودتون هم اطلاع دارین فردا آخرین روز اجرای عموپورنگه و معلوم نیست که سری بعدی

 

برنامه های عمو پورنگ کی و به چه شکلی ادامه پیدا میکنهبه همین علت بحث های داغ و نگران کننده ای در بین بچه های وبلاگ نویس و دیگر

 

طرفداران عموپورنگ به وجود اومده مبنی بر اینکه برنامه قراره تولیدی بشه عمو پورنگ قراره برای مدت طولانی و غیر قابل

 

باوری از تلویزیون فاصله بگیره و......اما آیا همه ی این حرفها درسته و یا حقیقت داره؟ در پی این قضایا تصمیم گرفتم بیام

 

اینجا وقسمتی ازحرفهایی رو که فکر میکنم عموپورنگ و شاید همکارانشون نمیتونن به طور کلی در برنامه برای

 

بچه ها توضیح بدن رو شرح بدم، امیدوارم که تا آخر این آپ رو بخونین و نظرتون رو هم راجع به این موضوع بیان کنین

 

اولین چیزی که به ذهنم رسید در مورد اینه که آیا کل برنامه عموپورنگ قراره تولیدی بشه؟در واقع همه ی بخش ها

 

و قسمت های برنامه به صورت ضبط شده بشه و دیگه مثل قبل ما عموپورنگ رو در پخش زنده تلویزون نبینیم.ببینین

 

بچه ها معنی کار تولیدی فقط این نیست که کل یک برنامه رو به صورت ضبط شده ببرن به روی آنتن تلویزیون

 

و پخش کنن ، با توجه به اینکه آقای آقاجانزاده به شخصه در برنامه اردیبهشت که روز دوشنبه هفته گذشته پخش شد

 

به این مساله اشاره کردند که در برنامه های آینده بخشهای تولیدی هم خواهیم داشت اما این به این منظور

 

نیست که کل برنامه عموپورنگ قراره تولیدی بشه از طرف دیگه امکان انجام این کار نیست....به چند دلیل که الان من عنوان میکنم:

  

همونجور که میدونین برنامه عموپورنگ دارای بخش مسابقه تلفنی هست و اگه دقت کنین

 

میبینین که امکان این نیست که بشه بخش مسابقه ی تلفنی هم به صورت ضبط شده(از قبل آماده شده)

 

صورت بگیره که باز این موضوع خودش دلایلی رو پشت سر داره ، یکی از دلایل اینه که اولا عمو و

 

همینطور آقای آقاجانزاده در برنامه اردیبهشت اعلام کردند که ما در صدد این هستیم تا سطح کیفی

 

برنامه رو ارتقاء بدیم ، در صورتی که اگر بخش مسابقه تلفنی هم تولیدی بشه این مسائله امکان پذیر نیست

 

در حال حاضر مسابقه ی تلفنی با یک بخش کامپیوتری همراه هست که هر از گاهی بازی کامپیوتری این بخش تغییر میکنه و این خودش

 

باعث جذابیت بیشتر برنامه میشه.حالا شما تصورش رو بکنین برنامه ای که از قبل ضبط میشه امکان این رو نداره

 

تا بچه های شرکت کننده در مسابقه ی کامپیوتری هم شرکت کنن...در نتیجه این موضوع فقط

 

میتونه با سوال پرسیدن عموپورنگ از بچه ها و برنده شدن اونها ختم بشه که این خودش

 

به مرور زمان باعث یکنواختی برنامه و همینطور پایین اومدن سطح کیفی برنامه میشه....یعنی دقیقا برعکس

 

اون چیزی که عمو و آقای آقاجانزاده عنوان کردند یکی دیگه از دلایلم اینه که الان توقعات ببینده کودک فراتر از قبله....همونجور

 

که خودتون هم شاهد هستین الان دیگه برنامه کودکی نیس که به صورت تولیدی ساخته و پخش بشه

 

همه برنامه کودک های شبکه های مختلف پخش زنده هستن به جز معدودی از برنامه های سیما مثل

 

(برنامه خاله شادونه) که اونم برای تولیدی بودنش دلیل هست...دلیلش هم اینه که برنامه خاله شادونه به صورت

 

دنباله دار ساخته میشه در واقع مثل یک سریال کوتاه چند قسمتی و بعد از اتمام اون قسمتها یک بحث جدید دیگه شروع میشه....

 

از طرفی وجود تعداد زیادی شخصیت در اون برنامه این اجازه رو نمیده تا برنامه به صورت زنده و مستقیم پخش بشه....

 

در صورتی که این مساله در مورد برنامه عمو کاملا برعکسه...در واقع برنامه عموپورنگ چیزی جدا از اون قضیه هست

 

و اصلا قابل مقایسه نیست هم اینکه اگه این موضوع واقعیت پیدا کنه در واقع کل برنامه به صورت ضبط شده اجرا بشه

 

مطمئن باشید که رو این مساله زیاد دووم نمیاره....نه منظورم از دووم نیاوردن این نیست که برنامه عموپورنگ خدایی

 

نکرده اون موقع دیگه جذاب نیست و از رده خارج میشه من هیچ موقع این حرف رو نمیزنم...ماها عمو رو هر جور که

 

باشه قبول داریم در این قضیه شکی نیست....اما از اون جایی که این مساله باعث جبهه گرفتن برخی از رقیبان عمو میشه

 

بازم به این نتیجه میرسیم که تولیدی شدن کل قسمتهای برنامه عموپورنگ امکان پذیر نیست....

 

شما مطمئن باشید با این اوصاف مساله تولیدی شدن هیچ موقع صورت نمیگیرهمنظور از تولیدی شدن

 

هم شامل گوشه ای از قسمت های برنامه میشه....به طور مثال تولید کلیپهایی که درش عمو و امیر شعر میخونن

 

و یا ضبط کردن سفرنامه های کوتاه و مختلف و پخش کردن اونها در برنامه.....تقریبا مثل سفرنامه هایی که قبلا

 

عمو به جاهای مختلف کشور و یا اطراف تهران داشت و روزهای جمعه توی برنامه پخش میشد....

 

امیدوارم با توضیحاتم خسته تون نکرده باشم و تونسته باشم گوشه ای از نگرانی های شما

 

رو راجع به این قضایا برطرف کنمراستی بچه ها اگه موقعیتش جور بشه ممکنه من یا یکی

 

از دوستانم یک ارتباط تلفنی با عموپورنگ داشته باشیماگه این اتفاق بیفته (که امیدوارم)

 

مطمئن باشین راجع به این مساله حتما ازشون سوال میکنیم و شما رو هم در جریان امور قرار میدیم.....

 

ممنون از همراهیتون.دعا کنین که دست پر بگردم....فعلا

 

برین ادامه مطلب


براي خوندن بقيه مطلبم روي(ادامه مطلب)کليک کنادامه مطلب
|لينك ثابت +|

شکلات....!! دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 3:26
سلام....بازم اومدم.ایندفعه می خوام براتون یه نوشته بزارم ، خودم که خیلی دوسش دارم.....امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ، این نوشته رو

تقدیمش میکنم به عموی گل و مهربونم عمو پورنگ....:

 

با یه شکلات شروع شد.....من یه شکلات گذاشتم تو دستش ، اونم یه شکلات گذاشت تو دست من.....

 

من بچه بودم اونم بچه بود.... سرم رو بالا کردم ، سرش رو بالا کرد....دید که منو میشناسه...

 

خندیدم... ، گفت دوستیم؟؟؟ گفتم دوسته دوست....گفت تا کجا؟؟؟ گفتم دوستی که تا نداره....!!

 

گفت تا مرگ....خندیدم و گفتم من که گفتم تا نداره.....گفت باشه....تا پس از مرگ....

 

گفتم نه نه نه نه....، تا نداره.....گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن...یعنی زندگی پس از مرگ

 

بازم با هم دوستیم.....تا بهشت ، تا جهنم ، تا هر جا که باشه منو و تو با هم دوستیم.....

 

خندیدم و گفتم....تو براش تا هر جا که دلت می خواد یه تا بزار.....اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا.....اما من اصلا براش تا نمیزارم....

 

نگام کرد نگاش کردم ، باور نمی کرد....می دونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه....دوستی بدون تا رو نمی فهمید.....!!

 

 

 

     زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

 

 

 

                                         زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق.....

 

 

گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم.....گفتم باشه تو بزار.....گفت شکلات ، هر بار که هم دیگه رو می بینیم یه شکلات

 

مال تو یکی مال من......باشه؟؟؟گفتم باشه......هر بار یه شکلات میزاشتم تو دستش....اونم یه شکلات

 

تو دست من.....باز هم دیگه رو نگاه میکردیم ، یعنی که دوستیم.....دوسته دوست.....

 

من شکلاتم رو باز میکردم......میزاشتم تو دهنم و تند و تند میخوردم....میگفت شکمو  تو دوست شکموی منی.....و شکلاتش رو میزاشت توی

 

یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ......میگفتم بخورش.....میگفت تموم میشه.....می خوام تموم نشه ، برای

 

همیشه بمونه.....صندوقش پر از شکلات شده بود......هیچ کدومش رو نمی خورد.....من

 

همش رو خورده بودم......گفتم اگه یه روز شکلاتات رو مورچه ها بخورن یا کرما ، اونوقت

 

چیکار میکنی؟؟؟گفت مواظبشون هستم.....میگفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم ، و من شکلاتم

 

رو میزاشتم توی دهنم و میگفتم....نه نه نه تا نداره.....دوستی که تا نداره......

 

 

  تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو می تابه

 

 

 

                                        چشمه چشمه ابر عیسی روی سینه ی تو خوابه....

 

 

یک سال دو سال چهار سال هفت سال ده سال.....بیست سالش شده.....اون بزرگ شده منم بزرگ شدم....من همه ی شکلاتام رو خوردم.....

 

اون همه شکلاتهاشو نگه داشته....اون اومده امشب تا خداحافظی کنه....می خواد بره ، بره اون دور دورا.....

 

میگه میرم اما زود برمیگردم......من که میدونم میره و برنمیگرده....یادش رفت شکلات به من بده.....

 

من که یادم نرفته.... یه شکلات گذاشتم کف دستش ، گفتم این برا خوردنه....یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش ، اینم آخرین شکلات برا

 

صندوق کوچیکت.....یادش رفته بود که صندقی داره برا شکلاتاش......هر دوتا رو خورد....خندیدم ، میدونستم دوستی من تا نداره....میدونستم

 

دوستی اون تا داره....مثل همیشه....خوب شد همه ی شکلاتام رو خوردم.....اما اون هیچ کدومش رو نخورده.....

 

حالا با یه صندوق ، پر از شکلاتای نخورده چیکار میکنه؟؟؟؟؟

 

 

  این دیگه فکر نداره وقتی می شنوی میگن

 

 

 

                                                  تو برو باهام نمون حتی اسممو نیار

 

 

 

  اگه یک شبه دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون

 

 

 

                                                           که تمام فکر من پیش تو بود

 

 

 

                    مثل تو ' تو زندگیم هیچکی نبود.......

 

 

عموی مهربونم امیدوارم دوستی من و شما تا نداشته باشه....همیشگی باشه ، همینجور قشنگ و شیرین باقی بمونه ، به شیرینیه طعم یک

 

شکلات.....خیلی دوستون دارم عموی خوبم..... برای حرف آخر هم مثل همیشه میگم:

 

دست علی یارتون    خدا نگهدارتون     نظر نره یادتون

 

یا حق.....

<